سيد محمد باقر برقعى
634
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
بيا اى يار بيا بيا ، به برم ! نازنين شراب بگير * بيا به بزم چمن نغمهء رباب بگير بيا به كلبهء من بوى حافظ شيراز * شنو ز عاشق شيدا و شعر ناب بگير بهار آمده سبز ، شكوفهها خندان * بيا كنار من ، از ديدهام گلاب بگير گل اميد من ! اى آفتاب صبح بهار * بيا بيا تو ز رخ ماه من حجاب بگير هواى ديدنِ روى تو دارم اى گل ناز * بيا ز قاصد ما ، رشتهء خطاب بگير شدهست خندهكنان غنچه در چمن اى يار * بيا به گلشن و از چهرهات نقاب بگير به باغ لاله شكوفا شدهست و گل خندان * جهان جوان شده زيبا ، تو شهد ناب بگير بيا به گوشهء باغ و چمن تماشاييست * بهار آمده كام دل از شباب بگير بيا كه بىتو بهار و چمن ملولم كرد * ز چشم قطرهفشانم خمار و خواب بگير بهار خرّم و گل تازه و چمن سرسبز * بيا بيا تو عزيزم ! دُر خوشاب بگير در آرزو بود اين ديده ، اى غزال قشنگ * بگويم اين غزل و خون خورم شتاب بگير بيا نشين به برم ، در كنار چشمهء خون * ز خون ديدهء من ، عشق را خضاب بگير شدهست تشنهء لعل لبت « صيانت » يار * بيا به مكتب قلبم نشين ، جواب بگير